X
تبلیغات
رایتل
تیسم


پژوهشی بر
پروتستانتیسم

 
پژوهنده : س-سرکیلی
دانشجوی سال دوم علوم اجتماعی
مرکزتربیت معلم بنت الهدی صدر فردوس


سال تحصیلی84-83
 
              
    
 
 مقدمه و معرفی موضوع

  پروتستانتیسم و معنی اصطلاحی آن:
   پروتستانتیسم یا نهضت اصلاح دین مسیحی به رهبری لوتر آلمانی و کالون فرانسوی ، نقش رهای فرد را از قید های سنگین کلیسا  ، در امور عبادی و مذهبی به عهده گرفت . پروتستانیسم با تاکید به آزادی و استقلال فرد ، به مبارزه با کلیسا برخاست . پیشرفت علوم در رنسانس ، ظهور فلسفه و نظریات اجتماعی و سیاسی نیز سبب  رشد و تقویت این جریان شد . در زمینه فلسفی دانشمندانی چون جان لاک انگلیسی  و ژان ژاک روسو فرانسوی نظریات موثری اظهار نمودند.


پروتستانتیسم و معنی لغوی آن :
 
واژه پروتستان به معنی اعتراض گر یا شورشی  و شورش کننده است که بعد از انقلاب ادبی رنسانس  در اروپا بوجود آمد  و هدف آن مبارزه و مقابله با روح خشک مکاتب و اندیشه کلیسا در اروپا بود .
در حقیقت پروتستانها به رهبری لوتر  و کالون توانستند ضمیر اعتراض آمیز خود را در قالب اعتراض به ذهنیت های خشک گذشته اعلام نمایند .      



  صهیونیسم ،   پروتستانسیسم و شاخه های مسیحیت:

  مسیحیت به سه شاخه کاملاً جدا و مخالف یکدیگر یعنی کلیسای کاتولیک روم، ارتدکس و پروتستان تقسیم شده است.
   این سه کلیسا در اعتقادات دینی و مراسم عبادی کاملاً از یکدیگر جدایند و مانند سه دین مختلف عمل می کنند و حتی انجیل کلیسای پروتستان با انجیل کلیسای کاتولیک تفاوت زیادی دارد. یکی از ویژگی های کلیسای پروتستان رابطه بسیار نزدیک آنها با دولت های اروپایی می باشد و این دولت ها برای ترویج مسیحیت پروتستان از مبلغان خود در کشورهای جهان سوم حمایت های گسترده مالی، تبلیغاتی و سیاسی می کنند؛ به عنوان مثال در انگلیس دولت و کلیسای پروتستان از هم جدا نیست و ملکه انگلیس در رأس دولت و کلیسا قرار دارد.

مبلغان انجیل
در یک قرن گذشته جریان جدیدی که در بین پروتستان ها فوق العاده قدرتمند شده است مکتب نوظهور «مبلغان انجیل» می باشد. قبل از جنگ جهانی دوم این مکتب نوظهور به بنیادگرایی معروف و شعار آنها بازگشت به انجیل و تغییر جامعه با تحول فرهنگی بود و هدف آنها به وجود آوردن حکومت در آمریکا بر مبنای بنیادهای انجیل می باشد. بعداز جنگ جهانی دوم بنیادگرایان آمریکایی خود را مبلغان انجیل معرفی کردند و با استفاده گسترده از وسایل ارتباطات جمعی توانستند در جامعه آمریکا نفوذ فراوانی به دست آورند و اکنون این جریان قدرتمندترین و فعال ترین تشکیلات دینی در آمریکا محسوب می شود و در مراکز سیاسی این کشور نفوذ زیادی دارند.
مکتب نوظهور صهیونیسم مسیحی

           اصول و مبانی جریان مبلغان انجیل در آمریکا و انگلیس حمایت همه جانبه عقیدتی و سیاسی از صهیونیسم می باشد و آنها اعتقاد دارند که پیروان کلیسای پروتستان برای ظهور دوباره مسیح باید چند خواسته مسیح را که در تفاسیر انجیل در قرن بیستم به عنوان پیشگویی های انجیل بیان شده، عملی نمایند. این جریان نوظهور در پروتستانتیسم با عنوان ((خواسته های مسیح )) شهرت دارد .



پیروان این مکتب خود را از مبلغان انجیل می دانند و اعتقاددارند پیروان این مکتب مسیحیان دوباره تولد یافته می باشند که فقط اینان اهل نجات خواهند بود و دیگران هلاک خواهند شد. از ویژگی های ممتاز پیروان این مکتب اعتقاد راسخ و تعصب خاص به صهیونیسم می باشد و تعصب این مسیحیان به صهیونیسم بیش از صهیونیست های یهودی مقیم اسرائیل و آمریکا می باشد. مطابق اعتقادات مکتب فوق به وسیله پروتستان ها حوادثی باید به وقوع بپیوندد تا مسیح دوباره ظهور نماید و پیروان این مکتب وظیفه دینی دارند برای تسریع در عملی شدن این حوادث کوشش نمایند. حوادثی که توسط آنها باید عملی شوند، عبارتنداز:
  1-    یهودیان از سراسر جهان باید به فلسطین آورده شوند و کشور اسرائیل در                                                                                                                                                                                   گستره ای از رودخانه نیل تا رودخانه فرات به وجود آید و یهودیانی که به اسرائیل      مهاجرت نمایند اهل نجات خواهند بود.
2-     یهودیان باید دو مسجد اقصی و صخره در بیت المقدس را منهدم کنند و به جای این دو مسجد مقدس مسلمانان، معبد بزرگ را بنا نمایند (از سال ۱۹۶۷تا به حال دو مسجد اقصی و صخره در بیت المقدس بیش از صدبار مورد حمله یهودیان و مسیحیان صهیونیست قرار گرفته است)
۳-     روزی که یهودیان مسجد اقصی و مسجد صخره در بیت المقدس را منهدم کنند، جنگ نهایی مقدس (آرماگدون) به رهبری آمریکا و انگلیس آغاز شده، در این جنگ جهانی تمام جهان نابود خواهد شد.
  4-   روزی که جنگ آرماگدون آغاز شود، تمامی مسیحیان پیرو اعتقادات «عملی نمودن خواسته های مسیح» که مسیحیان دوباره تولد یافته می باشند، مسیح را خواهند دید و توسط یک سفینه عظیم از دنیا به بهشت منتقل می شوند از آنجا همراه با مسیح نظاره گر نابودی جهان و عذاب سخت در این جنگ مقدس خواهند بود.
5-     درجنگ آرماگدون زمانی که ضد مسیح (دجال) در حال دستیابی به پیروزی است، مسیح همراه مسیحیان دوباره تولد یافته در جهان ظهور خواهد کرد و ضد مسیح را در پایان این جنگ مقدس شکست می دهد و حکومت جهانی خود را مرکزیت بیت المقدس برپا خواهد ساخت و معبدی که به جای مسجد اقصی و صخره در بیت المقدس- که توسط مسیحیان و یهودیان قبل از آغاز جنگ آرماگدون ساخته شده-


                                محل حکومت جهانی مسیح خواهد بود
 
6-       دولت صهیونیستی اسرائیل با کمک آمریکا و انگلیس مسجد اقصی و مسجد صخره در بیت المقدس را نابود خواهد کرد و معبد بزرگ به دست آنان در این مکان ساخته خواهد شد و این رسالت مقدس به عهده آنها می باشد.

۷-  این حادثه پس از سال ۲۰۰۰ میلادی حتماً اتفاق خواهد افتاد.
۸-      قبل از آغاز جنگ آرماگدون، رعب و وحشت جامعه آمریکا و اروپا را فرا خواهد گرفت.
۹-      قبل از ظهور دوباره مسیح، صلح در جهان هیچ معنی ندارد و مسیحیان برای تسریع در ظهور مسیح باید مقدمات جنگ آرماگدون ونابودی جهان را فراهم نمایند.
رهبران مذهبی فرقه های پروتستان در ایالات متحده و انگلیس که به این مکتب نوظهور «خواسته های مسیح» اعتقاد دارند، در دهه ۱۹۹۰ م اعتقادات یاد شده را به شدت در جامعه آمریکا و اروپا تبلیغ کرده اند و در ۱۰ سال گذشته در آمریکا در این زمینه دهها کتاب منتشر شده و فیلم های گوناگونی به نمایش درآمده اند . کشیش آمریکایی به نام هال لیندسی کتابی با عنوان « در پبیشگویی های انجیل؛ جای آمریکا کجاست؟» را تألیف کرده که یکی از پرفروش ترین کتاب های سال ۲۰۰۱ در آمریکا به شمار آمده است. در این کتاب نقش دولت واشنگتن در جنگ آرماگدون بیان شده است. نویسنده در این کتاب اثبات نموده است که دولت آمریکا جنگ آرماگدون را رهبری خواهد کرد و مخالفان مسیح در سراسر جهان را که قبل از آغاز این جنگ باعث ایجاد رعب و وحشت در جهان شده اند، شکست خواهد داد. در این جنگ مقدس، دولت انگلیس همکار آمریکا خواهد بود. دولت آمریکا در اوج جنگ سرد موشک های هسته ای قاره پیمای خود را «شمشیر های جنگ مقدس» نامیده بود. پیروان این مکتب در یک دهه گذشته تبلیغ کرده اند که عملیات توفان صحرا علیه عراق در سال ۱۹۹۱ فراهم کردن مقدمه برای جنگ آرماگدون بوده است.
مسیحیان صهیونیست از فرقه پروتستان ها در آمریکا و انگلیس اعتقاد دارند که مسیح همیشه در امور خاورمیانه به سود دولت اسرائیل مداخله نموده است و اعلام می دارند که خواست دولت اسرائیل در حقیقت خواست مسیح   می باشد و مذاکرات صلح در خاورمیانه بیهوده است و تأسیس کشور اسرائیل بزرگ از رودخانه نیل تا رودخانه فرات،



خواست مسیح می باشد که به زودی عملی خواهد شد شد.صهیونیست های یهودی هم مطابق اعتقاد به مجموعه قوانین دینی خود «تلمود» به مکتب «خواسته های خدا» اعتقاد دارند و مطابق این اعتقاد آنها برنامه ای را اجرا می نمایند که با کمک دولت های آمریکا و انگلیس و دیگر کشورهای غربی بتوانند دو مسجد مقدس اقصی و صخره در بیت المقدس را تخریب کرده، کشور اسرائیل بزرگ را با نابودی کامل کشورهای اسلامی به وجود آورند. به همین منظور میان صهیونیست های یهودی و صهیونیستهای مسیحی از فرقه پروتستان ها اتحاد و هماهنگی کامل وجود دارد و مسیحیان پیرو اعتقاد «خواسته های خدا» همواره اظهار می دارند هر عملی که از سوی دولت اسرائیل انجام می شود، در حقیقت از سوی مسیح طراحی شده است و باید توسط مسیحیان سراسر جهان مورد حمایت قرار گیرد. به لطف حمایت همه جانبه جهان مسیحی غرب از دولت تل آویو اکنون ذخایر عظیم موشک های هسته ای و انواع و اقسام تسلیحات شیمیایی و میکروبی در اسرائیل وجود دارد و در واقع، رژیم صهیونیستی را به یک «انبار مهمات و پادگان نظامی جهان مسیحی ایالات متحده آمریکا و غرب» تبدیل کرده اند. البته هدف استراتژیک جهان مسیحی غرب این است که کشورهای اسلامی را در زمینه های اقتصادی و نظامی برای همیشه ضعیف نگاه دارند.
 یک نویسنده آمریکایی در سال ۱۹۹۷ کتابی با عنوان «خیانت به بیت المقدس» را تألیف نمود که در آن هر نوع مذاکره صلح با فلسطینیان را خیانت به تعلیمات انجیل و خواسته های مسیح می داند و این مطلب را به خوانندگان القا می نماید که مسیح با آغاز هزاره سوم و قبل از سال ۲۰۰۷ م ظهور خواهد کرد و اسراییل بزرگ را از نیل تا فرات به وجود خواهد آورد.
        در این    در این کتاب ها تبلیغ می گردد که برای تعجیل ظهور مسیح، مسیحیان باید کشور بابل را- که عراق کنونی می باشد- نابود کنند و رودخانه فرات باید کاملاً خشک گردد. گفتنی است که آنها جنگ آرماگدون را «جنگ فرات» نیز می نامند.
رهبران دینی  صهیونیسم مسیحی تبلیغات گسترده ای در این باره انجام داده اند. در یک نظرسنجی که توسط خبرگزاری آسوشیتدپرس در سال ۱۹۹۷ انجام شد، اعلام گردید ۲۵ درصد جمعیت آمریکا اعتقاد راسخ دارند که با آغاز هزاره سوم جنگ نهایی آرماگدون در محل فلسطین آغازخواهد شد و این جنگ تا مدت هفت سال ادامه خواهد داشت. در اثر این جنگ دنیا نابود می شود و در پایان این جنگ هفت ساله که آنها آن را «مصیبت بزرگ برای



کلیسا و مسیحیان»  می دانند،
        مسیح همراه مسیحیان دوباره تولد یافته ظهور خواهد کرد و دجال را شکست می دهد و حکومت جهانی خود را با مرکزیت بیت المقدس تشکیل خواهد داد.
به همین منظور آنها معبد بزرگ را که موجب جنگ آرماگدون می شود «معبد مصیبت بزرگ» می نامند. مطابق اعتقادات صهیونیسم مسیحی، غیر از معتقدان به «خواسته های مسیح»، تمامی مردم جهان، چه مسیحی و چه غیر مسیحی، به دست دجال کشته خواهند شد.
ارتش صهیونیستی در سال ۱۹۶۷ بخش شرقی بیت المقدس را تصرف کرد و مسجداقصی و مسجد صخره به دست صهیونیست های یهودی اشغال گردید. بعد از آن، رژیم تل آویو همواره اعلام کرد که بیت المقدس پایتخت ابدی اسراییل است. به همین منظور صهیونیست ها ۸۷ درصد بخش شرقی بیت المقدس را تصرف کرده اند و مردم فلسطین حق ندارند در بخش شرقی این شهر خانه سازی کنند و حتی خانه های فلسطینی ها در این بخش شهر مرتب تخریب می گردد و یهودیان در آنجا ساکن می شوند. صهیونیست ها زیر محوطه مسجداقصی و مسجد صخره را کاملاً حفاری کرده اند. صهیونیست های مسیحی و یهودی مقیم فلسطین اشغالی و آمریکا اعلام نموده اند که آنها سقف و ستونهای معبد بزرگ را آماده کرده اند و می توانند در کوتاه ترین مدت معبد بزرگ را در جای مسجداقصی و مسجد صخره احداث نمایند. آنها نقشه معبد بزرگ را در روی جلد کتاب هایی که در این موضوع نوشته شده است چاپ کرده اند.
  رهبران صهیونیسم مسیحی و یهودی خود اعلام کرده اند مطابق تفسیر مکاشفه یوحنا در انجیل، صهیونیسم رسالت الهی دارند و برای تأسیس دولت اسراییل بزرگ حق دارند علاوه بر سلب مالکیت فلسطینیان حتی نسل کشی فلسطینیان و اعراب را انجام دهند. رهبران دینی پروتستان، مبلغان انجیل را از مسیحی کردن یهودیان منع می کنند، چرا که مطابق اعتقادات آنان یهودیان از سراسر جهان باید به فلسطین مهاجرت نمایند و اسراییل بزرگ را تشکیل دهند و اقدام به ساخت معبد بزرگ نمایند. بیشتر مطلق یهودیان در جنگ آرماگدون توسط ضد مسیح کشته خواهد شد و تعداد اندکی که زنده خواهند ماند با ظهور حضرت مسیح به وی ایمان خواهند آورد.
تروریسم مقدس و مبلغان جنگجوی انجیل مکتب صهیونیسم مسیحی در کشورهای پروتستان مخصوصاً در ایالات متحده آمریکا و انگلیس توسط مبلغان انجیل در سطح گسترده ترویج                 میشود.
        نویسنده معروف آمریکایی به نام گریس هالسل در دو کتاب معروف خود برنامه های مبلغان «جنگجوی انجیل» مقیم آمریکا را به خوبی افشا کرده بود. نویسنده در این دو کتاب با عنوان




 پیشگویی و سیاست» و «مبلغان جنگجوی انجیل در بستر جنگ هسته ای» برنامه های مشترک دولت های آمریکا، انگلستان و اسراییل با همکاری مبلغان انجیل را برای به وجود آوردن اسراییل
بزرگ تشریح می کند. هالسل که از کارمندان برجسته دفتر ریاست جمهوری آمریکا بود اتحاد محرمانه بین مبلغان انجیل در آمریکا و انگلیس با اسراییل را آشکار می نماید.
      تأثیر تبلیغات گسترده دستگاههای ارتباط جمعی آمریکا که کاملاً تحت کنترل صهیونیست ها می باشند، مردم آمریکا را به زود باورترین مردم جهان تبدیل کرده و حادثه ۱۱ سپتامبر هم کینه و نفرت مردم آمریکا و جهان غرب را به خاطر تبلیغات هدایت شده علیه اعراب و مسلمانان برانگیخته است. صهیونیست ها و طرفداران آنها که سال ها یک سلسله برنامه های دینی، فرهنگی، اجتماعی، و سیاسی خود را تبلیغ می کردند، با حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بهترین فرصت را به دست آوردند تا برنامه هایشان را با سرعت بیشتری به مردم آمریکا و اروپا بقبولانند و در حال حاضر می کوشند برنامه های خود را عملی نمایند. در دوران جنگ سرد، آمریکا اتحادجماهیر شوروی سابق را «امپراتوری شر» معرفی می کرد و بعد از جنگ سرد دستگاههای ارتباط جمعی آمریکا ترس از مسلمانان را تبلیغ کردند و بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر این تبلیغات علیه اسلام و مسلمانان جهان در دنیای غرب به اوج خود رسیده است. گروههای مسیحی پیرو اعتقاد «خواسته های مسیح» در آمریکا ۱۰۰ میلیون پیرو دارند و آنها در هر دو حزب بزرگ آمریکا یعنی جمهوری خواه و دموکرات صاحب نفوذ می باشند و همراه صهیونیست های یهودی، دولت واشنگتن را کاملاً در اختیار دارند.
          آمریکا و دیگر کشورهای پروتستان در جهان ۱۵۰۰ فرقه مسیحی حامل این اعتقاد در سطح جهان برای جنگ آرماگدون تبلیغات گسترده انجام می دهند و برای تسریع در ظهور مسیح کوشش می نمایند وضعیتی را پیش آورند که سراسر جهان نابود شود.
         نویسندگان غربی این اعتقادات را به عنوان تروریسم مقدس معرفی می کنند. این گروههای مسلح مسیحی در آمریکا بعد از حادثه ۱۱سپتامبر از سوی اف بی ای متهم شده اند که در پخش «سیاه زخم» که یک اسلحه بیولوژیک می باشد، در آمریکا نقش داشته اند.
         سیاست دولت آمریکا نیز بر «نبرد تمدن ها» استوار است و آنها خود را کدخدای دهکده جهانی اعلام کرده اند و به بهانه مبارزه با تروریسم می کوشند سلطه خود را بر سراسر جهان گسترش دهند، ولی آمریکا در حال فروپاشی از داخل می باشد و ریشه حوادث۱۱ سپتامبر در داخل خود آمریکا وجود دارد. گروههای صهیونیست مسیحی و یهودی در داخل آمریکا روز به روز قدرتمندتر می شوند و اکنون در واقع، دولت و مردم ایالات متحده آمریکا در دست این گروهها گروگان می باشند .     



پروتستانتیسم و نظریه های موجود اروپاییان و اندیشه شریعتی در مورد آن:
پروتستانتیسم چه بود؟   

مارتین لوتر، یکی از راهبان کلیسای کاتولیک آلمان، در سال ۱۵۲۹ میلادی لیستی مشتمل بر ۹۹  ایراد اساسی به کاتولیسیسم تهیه کرده و آن را بر سر در کلیسای شهر خود نصب کرد. در کتابهای تاریخ این اقدام لوتر را آغاز پروتستانیسم دانسته اند. راهبان کلیسا (سوای کشیشان) تارک دنیاهایی بودند که زندگی خود را در راه خدا وقف کرده  و تمام اوقات بیداریشان را به دعا و اجرای اعمال و مناسک مذهبی اختصاص میدادند. آنها در قرون وسطی و حتی تا آغاز رنسانس (قبل از اختراع دستگاه چاپ) فرهنگ و ادبیات را نیز تحت نفوذ خود داشتند و موظف به نگارش و تهیه نسخه های بدل از روی کتابها بودند. تقریبا تمام کتابهای دستخط این اوان محصول کار کمرشکن و شبانه روزی اینان است. نگارش، تصحیح و تهیه المثنی از دیوان های رسمی گرفته تا کتب مذهبی و ادبی جزیی از وظایف روزمره این دسته بشمار میرفت، که طبیعتا نتیجه اش این بود که راهبان هر دیار بر خط و ادبیات هر مرز و بوم تسلط بلامنازع پیدا می کردند، بطوریکه با کمی مسامحه میتوان گفت، با مقیاس امروزی، راهبان روشنفکران چندین سده اروپا بودند. لوتر که از میان این گروه برخاسته بود اساس اختلاف خود را با کلیسای کاتولیک بدینصورت جمعبندی کرد که در مقابل آموزه کاتولیسیسم که اعتقاد دارد مهمترین عامل رستگاری و نجات انسان در اعمال خوبی است که انجام میدهد، «ایمان» و درجه خالص بودن آن  به عنوان یگانه عامل رستگاری و به بهشت رفتن انسان است. کاتولیسیسم در تحلیل نهایی جهان را آزمایشگاه بزرگی میپندارد که در آن انسانها امتحان خود را پس میدهند و هرکه اعمال نیک بیشتری (مطابق آنچه که کلیسا عمل نیک میداند) انجام دهد، مرتبه بالاتری نزد خداوند یافته و رستگارتر می شود. این گفته مسیح در انجیل بخوبی موید این نظر است:
تقریبا بدین معنی: «آنکس که (در این جهان) در ردیف اول است (در آن جهان) در صف آخر قرار خواهد گرفت، و آنکه آخر است، اول خواهد بود. مستضعفان وارث زمین خواهند شد.» بدین ترتیب کلیسا با استفاده از این گفته منسوب به حضرت مسیح فقر را پسندیده جلوه داده  و در حالیکه همه رهبران طراز اول کلیسا خود از جمله فئودالهای بزرگ بودند و از نعمات بیشمار برخوردار میشدند، برای مردم فقیر و ندار فقر را زیبا شمرده و آن را علت غایی رستگاری انسان معرفی می کردند. کشیشان به این ترتیب از هرگونه تکان و جنبشی در راه ثروت اندوزی و کسب مال دنیا جلوگیری میکردند. اما اساسی ترین ایراد مارتین لوتر، که میگفت جهان آزمایشگاه اعمال خوب و بد انسان نیست و هرکه در ایمانش راسختر باشد به بهشت میرود، نتوانست به ایجاد موج جدیدی بر علیه کاتولیسیسم منتهی شود، زیرا وی   هنوز خودش



دچار بسیاری از پندارهای اخلاقگرایانه کلیسای کاتولیک بود. فی المثل او قبول نمیکرد، و یا به این نتیجه نرسیده بود، که در مقابل رد تئوری فقر، چیز دیگری را نمیتوان ستود مگر ثروت.

از طرف دیگر طبقه متوسط در حال رشد، و بطور کلی بورژوازی، اروپا که هنوز در چنگال فئودالیسم اسیر بود و به غیر از عرصه اقتصادی رهایی خود را در عرصه های فرهنگی و مذهبی نیز میجست، صرف انتقاد از کاتولیسیسم را برای عرض اندام در برابر فئودالیسم کافی نمی یافت. به این ترتیب تاریخ وظیفه جمع آوری و فرموله کردن مذهب بورژوازی را بر عهده جان کلوین فرانسوی الاصل گذاشت.

کلوین، عالم الهیات و از پیروان و شیفتگان لوتر در اروپا بود. وی به ایده رفرم در کاتولیسیسم سخت پابند شد، و از همان ابتدا پایگاه فعالیتهای خود را به  ژنو منتقل کرده بود تا از آنجا بهتر بتواند به سازماندهی همفکران خود در سرتاسر اروپا بپردازد. کلوین بخوبی متوجه نقص کار لوتر گردیده و سعی میکرد تا دستآوردهای آنرا تکامل ببخشد.  در این راستا  او ایده شاخص بودن «ایمان» را از لوتر به قرض گرفته و آن را یک گام فراتر برد. کلوین خاطر نشان کرد که سرنوشت همه انسانها ابتدا به ساکن روشن است و چنان اختیاری که کاتولیسیسم برای بشر قایل شده است وجود ندارد. به عبارت ساده تر  انسان مجبور است، زیرا از آنجا که خداوند همه چیزدان است، از همان لحظه تولد هر فردی میداند که چه کسی به بهشت خواهد رفت و چه کسی به جهنم. بنابراین همه چیز از پیش تعیین شده است.  در جهان بینی پروتستانتیسم این مسئله ساده که خداوند پیشاپیش از همه چیز خبر دارد به ترتیبی است که در زندگانی آدمی خودش را نشان میدهد. یعنی به این ترتیب تنها کاری که در این جهان برای انسان باقی میماند این است که بتواند بطور نسبی بفهمد که آیا به بهشت خواهد رفت یا نه. آیا رستگار خواهد شد یا نه؟ آیا نجات پیدا خواهد کرد یا نه؟ و این امر میسر نمیشود مگر اینکه انسان در عمل زندگی آن را دریابد.

در پروتستانیسم ایمان داشتن به خدا در هر شرایطی عامل و فاکتور اساسی نجات انسان بشمار می رود. خواه فقیر باشد، خواه غنی. اما سوال در این مقطع جنبه تکنیکی پیدا کرد، به این صورت که: «ایمان» چگونه تحقق می یابد و انسان چگونه نجات پیدا می کند؟ کلوینیسم در جواب می گوید: چون انسانها در طول زندگیشان در جهان خاکی  با ماده سروکار دارند، بنابراین خداوند مایل است که آنها در زندگی مادی خود نیز موفق باشند. بهتر بگوییم، خداوند کسانی که در جهت بهبود زندگی خود دست به تهیه و انباشت سرمایه می زنند و زندگی خود را رونق می بخشند را دوست دارد. و از آن هم بالاتر، خداوند کسانی که در       



 انباشت سرمایه و مادیات هستند را برتر خلق کرده است. به عبارت دیگر خداوند این انسانها را هم در این دنیا و هم در آن دنیا نجات دهنده است. نتیجه ای که از این ایده بکر عاید می شد از دید بورژوازی پنهان نماند و بسیار مطلوب طبقات متوسط واقع شد، زیرا موانع اخلاقی که کاتولیسیسم بر سر راه انباشت سرمایه و ترقی ایشان قرار داده بود دیگر جایی در مذهب جدید نداشت. به این ترتیب بود که طبقات متوسط و بورژوازی مصمم شدند برای مبارزه با فئودالیسم به این مذهب روی آورده و در عرصه فرهنگ با وی به نبرد بپردازند.
کلوین در عین حال دیدگاه  پارساگونه ای نسبت به زندگی داشت، و مثلا مخالف میخواری، فحاشی، ورق بازی و قمار بود، و در عوض از پول و ثروت اندوزی بی اندازه استقبال میکرد. زیرا همانطور که گفته شد در نظر کلوین، ثروت مادی بر روی زمین علامت رستگاریست. او بر اهمیت کار تاکید داشت و می گفت کار برای انسان خوبست، سازنده ملاط آدم است، و خلاصه کار برابر است با ثروت. او صومعه ها را تعطیل کرد و به سنت تنهایی و به اصطلاح عزب بودن کشیشان که تا همین امروز هم در کلیسای کاتولیک ادامه دارد خاتمه داد.  کلوین عبادت را خلاصه کرد به نماز گزاری، از روی انجیل سرود خواندن، و به خطابه پای تریبون گوش دادن. حتی کشیش هر کلیسا را هم گذاشت مردم انتخاب کنند تا در انتخاب رهبر روحانی خویش نقش داشته باشند. به این ترتیب کلوینیسم با احترام به رای مردم در انتخاب کشیش خود اولین سنگ بنای دمکراسی را گذاشت.
کلوینیسم در اسکاتلند، سوئیس، نروژ، انگلستان (بطور کلی اروپای شمالی) و بعدها در ایالات متحده در غالب پروتستانیسم به مذهب غالب تبدیل شد، در حالیکه کاتولیسیسم در اسپانیا و ایتالیا و بخش جنوبی فرانسه (بطور کلی اروپای جنوبی) سرسختانه مقاومت می کرد. روی آوری به پروتستانتیسم و استقبال از ایده ثروت اندوزی به عنوان علامت رستگاری باعث شد که کشورهای اروپای شمالی در زمینه های انباشت سرمایه و جهش های محیرالعقول در اقتصاد، صنعت، کشاورزی، چاپ و نشر روزنامه و گسترش دمکراسی در فاصله چند دهه با سرعتی غیر قابل تصور از کشورهای اروپای جنوبی پیش افتادند چنانکه آثار آن تاکنون قابل مشاهده است.
تاریخ انگلستان قرن ۱۷از یکدوره ۲۰ ساله دیکتاتوری افراطی پروتستانتیسم خبر میدهد. این دوره که طی آن یک پروتستان خشک و پارسا بنام «الیور کرامول» رژیم سلطنت را بر انداخته و بساط دیکتاتوری خود را پهن کرده بود اثر بزرگی در تغییرات ژرف اقتصادی و سیاسی بعد از آن و همچنین احیای آمریکا گذاشت. کرامول و فرقه های مختلف پروتستان نظیر باپتیست ها، متدیست ها و ... اعتقاد داشتند که هدف انسان از انباشت سرمایه نباید برای مصارف شخصی و لذت های دیگر زندگی نظیر تجملات و شرابخواری و رقص و زندگی مجلل باشد بلکه انباشت سرمایه باید در راه ازدیاد ثروت و توسعه کار و کشاورزی بکاررود.



پروتستانیسم خشکه مذهبی به این ترتیب در همین مدت کوتاه باعث رشد و شکوفایی انگلستان شد، ولی  دخالتهای  بی جای رهبران آن در زندگی خصوصی مردم  و افراط  ایشان در امرو نهی  و  خلاصه جنبه های سختگیرانه پروتستانتیسم اسباب نارضایتی مردم و پروتستان های میانه رو را فراهم آورد، که بالاخره در پایان این دوره با احیای سلطنت به حکومت کرامول خاتمه دادند. و پس از آن، محاکمه و آزار پروتستانهای افراطی، که دیگر دستشان از حکومت کوتاه شده بود، آغاز گردید. و به این ترتیب بسیاری از ایشان خانه و زندگی خود را رهاکرده و بطرف سرزمین جدیدالمکشوفه آنسوی آبها مهاجرت کردند. یادم هست که در دوران مدرسه بعضی از معلم ها از روی نادانی مدعی می شدند که اولین مهاجران به آمریکا را دزدان دریایی و عناصر ماجراجو تشکیل میدادند. این حرف درست نیست.
 اولین مردمانی که بمنظور سکونت پا به این قاره گذاشتند، از جمله افراطی ترین خشکه مذهبیون و خانواده هایشان بودند که از دست انتقامجویی های سلطنت بازگشته به تخت جول و پلاسشان را بار کشتی زده و جلای وطن کرده بودند. این جمعیت که به منظور ایجاد وطن جدیدی به سرزمین نو گام گذاشتند، تمام آن آرا و عقاید انعطاف ناپذیر و در عین حال ترقی دهنده را نیز به همراه خود آوردند. آنها در ساحل شرقی آمریکا منطقه ای را از آن خود کرده و نام «نیو انگلند» (انگلستان جدید) بر آن نهادند و سنگ بنای شهر بوستون را بر بالای تپه ای گذاردند تا سمبلی باشد و مایه فخری تا به دنیا نشان بدهند که چگونه باید زیست و چگونه باید آینده را ساخت. افکار و فلسفه سیاسی و اجتماعی این قوم بعد ها جزو فرهنگ آمریکایی ها شد و اساس آن چیزی را بنا نهاد که در کتابها و یا در سخنرانی های میهندوستانه بنام «اخلاق آمریکایی] معروف است.  این همان اخلاق آمریکایی است که بر طبق آن اگر امروز از یک سرمایه دار موفق علت موفقیتش را بپرسند، جواب خواهد داد که بدون شک بخاطر استعدادهای خدادادش بوده که بدین پایه از موفقیت رسیده است.

خاستگاه پروتستانتیسم:

امانیستها ابتدا به مردم گفتند خدا و مذب خوبست لکن سردمداران این جریان و روحانیون مسیحی و اربابان کلیسا فاسد هستند  و با این شگرد پاپها و کشیش ها را به حاشیه جامعه کشاندند . به همین منظور مذهب پروتستانیسم ( اعتراض گری) را در دل مسیحیت براه انداختند  . این کار نه توسط دشمنان بی نقاب که توسط خودیهای مسیحی و حتی کشیشان کلیسا انجام دادند .



مذهب پروتستان توسط لوتر که خود یک کشیش و استاد دانشگاه بود پایه گذاری شد . ساختار
تربیتی او طوری بود که هیچ احترامی برای کشیشان قائل نبود . لوتر شخصی بی دین نبود لکن برداشتهای او از دین بصورتی بود که پشتوانه های  اصلی  دین را از بین می برد  این برداشتها در نهایت منجر به نظریه عصری بودن دین گردید .
لوتر ابتدا با حمله به مواردی از کلیسا شروع کرد که مقبول جامعه مسیحی می افتاد . مثلاً طی یک اعلامیه خرید وفروش گناهان توسط کلیسا را تخطئه کرد .
شخص دیگری که همانند لوتر علیه کلیسا به میدان آمد کالون بود این دو با شعار ( از متولیان نا صالح دین یعنی روحانیون رو گردان شویم لکن دیندار باشیم ) توانستند عده ای را بسیج کنند  و جنگهای فرقه ایرا در دوران مسیحیت بوجود آورند  و تا حدودی نگهبان مسیحیت تحریف شده را کنار بزنند . آنها گفتند برای رابطه با خدا واسطه نیاز نیست . لوتر اعلام کرد که هر کس خود کشیش خود باشد .
آنها توانستند به مذهب مسیحیت علیرغم حفظ ظاهرش روح دنیایی بدهند .  گرچه لوتر و کالون در اصل و در ظاهر علیه دین نبودند و شعار آنها اصلاح دین  و پایان دادن به سلطه رو حانیت کاتولیک بود لکن نظریه عصری کردن دین که آنها مطرح کرده بودند  و در آن جایگاهی برای روحانیت کاتولیک و کلیسا قرار ندادند  . سرانجام افرادی را تربیت کردند که هرچه مظاهر دین  بود را کنار گذاشته  و در همه موارد دین تشکیک ایجاد کردند .
کار به جایی رسید که نولد عیسی مسیح 0ع) را با حکمت خدا مغایر دانستند و مصیبت تا به آنجا تداوم یافت که لوتریسم از روی ناچاری با کاتولیک در مخالفت با این  تفکرات انحرافی علیه آنها همراه گردید .
جریان روشنفکری در ایران به تقلید از جریان رونسانس  و پروتستانیسم غرب از همان ابتدا به فکر مقابله با دین افتاد . فتحعلی آخوند زاده اولین کسی است که حدود صد سال پیش کلمه پروتستانیسم اسلامی را بکار برد و دیگران از او تقلید کردند..
آخوند زاده در داستانی طرح پروتستانیسم اسلامی علیه تقلید و اجتهاد داد سخن داد  و در شعاری نسبتهای ناروایی به تقلید و اجتهاد داد  و آنچه که ما امروز از زبان دیگران علیه تقلید و اجتهاد می شنویم پیشینه این چنینی دارد . آخوند زاده ابتدا ادعای دیانت داشت  و در کسوت روحانی ظاهر شد  ولی در طی مسیر زندگی در جاده پروتستانیسم لغزید  و در این راه تا مرز ارتداد پیش رفت . وی سرانجام آرزو کرد (ای کاش ثالثی پیدا شدی و ملت ما را از قید اکثر رسوم ضمیمه این عربها آزاد نمودی  اما نه به رسم نبوت یا امامت که خلاف مشرب من است ..)





نظر دکتر شریعتی و پروتستانیسم :
 مرحوم دکتر شریعتی کار خود را ایدئولوژیک کردن دین نام نهاده بود که با دنیوی کردن دین قدمی بیشتر فاصله ندارد . دنیوی کردن دین در این جا معنای مذموم سوء استفاده از دین را ندارد . به معنی دین فروشی و دین به دنیا دادن نیست  بلکه به معنی استفاده از دین برای توفیق دنیوی آن هم استفاده ای معتقدانه ، نه استفاده ی ابزار انگارانه . دنیوی کردن دین به معنای آنست که دین را در عالم سیاست ، اقتصاد و تعلیم و تربیت  و تجارت و دیگر شئون زندگی ، بکار بریم  و به زبان دیگر ، دنیای خود را دینی کنیم ، امال برای این کار لازم است دین دنیوی شود  و این کاری بود که مرحوم دکتر شریعتی کرد .
دکتر شریعتی لقب دیگری هم به عمل احیاگرانه خود نهاده بود  و آن پروتستانیسم اسلامی بود  آن اتفاق مهمی که در پروتستانیسم افتاد ، رسیدن پروتستانها بود که توفیق دنیویعلامت سعادت اخروی است و لذا کسانی در آن جهان سعادتمند اند که در این جهان هم سعادتمند باشند .
بتعبیر وبر کاری که در پروتستانیسم مسیحی شد عقلانی شدن اخلاق بود به این معنی که ، آدمی کارهای اخلاقی را نه به انگیزه  حسن و قبح اعمال ، بلکه به خاطر نتایج آنها انجام می دهد . عقلانی شدن در نظر وبر عبارتست از معطوف شدن عمل به نتیجه ، چشم پی آمد بین را باز کردن و به حسن وقبح اخلاقی صِرف نظر نکردن  و یا به پاداش و کیفر اخروی نظرنکردن  ، بلکه فقط به نتایج دنیوی ناظر بودن.  ازنظر وبر آنچه در پروتستانیسم رخ داد عقلانی شدن اخلاق بود که عبارت  اخرای دنیوی شدن این است .
مرحوم شریعتی در پی انجام چنین تحولی در عالم اسلام بود . این جمله که می خواهم از او نقل کنم چون سبوی کوچکی ، دریای بزرگ تلاش اورا در خود نشان می دهد . ((دینی که به درد پیش از مرگ نخورد پس از مرگ هم نخواهد خورد ))  یعنی دینی که به درد پیش از مرگ بخورد حتماً به درد پس از مرگ هم خواهد خورد . وی از دین چنین انتظاری داشت  و آن را در حد طاقت خود و در حد رخصتی که شرایط عینی به او می دادند عملی کرد.
البته از نظر شریعتی  و در شرایط زندگی او، بهترین نتیجه ای که از دین می شد گرفت ، ایجاد یک دگرگونی اجتماعی در ایران بود . او آگاهانه  و هدفمندانه عناصری را از دل میراث دینی استخراج کرد که با این هدف مشخص سازگاری تام داشت  و رسالت روشنفکرانه خود را با کامیابی تمام ادا کرد اگرچه نهالی را کاشت که در زمان میوه اش او از دنیا رفته بود .




با بررسی اندیشه دکتر شریعتی می باید دین یا دنیوی دنیوی باشد  و یا اخروی اخروی، اما دینیکه بخواهد هم دنیوی باشد و هم اخروی  توفیق نخواهد یافت . دین دنیوی نه به معنای نافی آخرت ، بلکه دینی که آخرت را تابع دنیا قرار می دهد ، و دین بر الگوی پروتستانیسم  ، دینی است که سعادت آخرت را تابع سعادت دنیا قرار می دهد و سعادت دنیا را علامت سعادت آخرت معنی می کند.



منابع مورد استفاده در این پژوهش عبارتند از:

1-   نمایه :           نشریه توانا  - شریعتی و پروتستانیسم از دکتر عبدالکریم سروش 
         "   نشریه سیاست : مروری بر خاستگاه اومانیسم و پروتستانیسم ازابراهیم آقا محمدی       2-نظریه  لوتر و جان لاک  وکالون در باره پروتستانتیسم
3-اینترنت :
ریشه های نبیاد گرایی : پروتستانتیسم چه بود  از مسعود عالمی 
نشریه استشهادیون : صهیونیسم و پروتستانتیزم
ماهنامه بی خدایان  : پروتستانتیسم دینی چیست؟